گریز از میانمیایگی آرزوی بزرگی است؟
از هر دری سخنی

امروز (یا همون دیروز) رفتیم قدمگاه امیرالمومنین، روی یه کوه، که نسبتا هم برای مایی که هر سال چهار بار هم کوه‌نوردی نمی‌ریم خیلی بلندِ و بالا رفتن ازش نسبتا کار سختیه!

پسر عمه بابا، بهش میگن شیرعلی، نذر داره هر سال آبگوشت می‌پزه رو این کوه. هر سال هم که همه رو دعوت می‌کنه، همه ملت کلی غر می‌زنن که این چه نذریه؟! بالا رفتن از کوه سخته و  از این حرفا!!! خوب نرین مگه زورتون کرده؟!ابرو

خلاصه من که خیلی دوست دارم. بنده خدا خودش چند بار از این کوه می‌ره بالا و پایین، همین کوهی که ما فقط یه بار بالا و پایین رفتن ازش رو به سختی انجام میدیم. 

همش هم کلی تشکر می‌کنه که "لطف کردین تشریف آوردین". بعدم برای هر کسی که نمی‌تونه یا نمی‌خواد بیاد بالای کوه آبگوشت میده که بیارن پایین.  

تازه جای خیلی قشنگیم هست. به نظرم هم فال هم تماشا. خیلی هم قشنگ‌تر از نذری دادن تو خونه و مسجدِ! هم جنبه معنوی داره هم جنبه تفریحی! خیال باطل

فک کن چه ملتی هستیم ما. طرف به خاطر نذری که آیا به چه دلیلی و با چه نیتی به دلش افتاده، باید مورد اظهار نظر اینجوری ملت قرار بگیره!!!!!!!

*: خدایا به خاطر سلامتی متشکرم. اینکه هر سال میتونم بدون هیچ مشکلی برم بالا در حالی که آدمایی که پایین کوه تو سایه درختا می شینن، تا ما بیایم کم نیستن! 

 

کوه امیرالمومنین

 

دامنه کوه از اونجایی که نشستیم

 

‌اینم درختچه زارچ که به قول اون آقاهه پسر خاله گیاه زرشکِ و از میوه کوچولوش تو راه پایین رفتن خوردیم نیشخند

شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ | پروانه | نظرات ()