گریز از میانمیایگی آرزوی بزرگی است؟
از هر دری سخنی

رمان 287 صفحه‌ای "پاگرد" نوشته "محمدحسن شهسواری"، چاپ نشر افق.

درباره‌اش میگم قشنگ بود. اینم به کتابای خونده شده‌تون اضافه کنین. 

کم‌کم داره از رمانی پست مدرن خوشم میاد!!! 

از متن کتاب:

"بیژن داشت فکر می‌کرد تنها وقتی که وارد بازی نمی‌شوی، می‌توانی دغدغه برد و باخت را نداشته باشی و به نوعی همیشه برنده باشی. اما وقتی حتی به قصد گرم کردن از جایت بلند شوی همیشه امکان باخت هست. و باخت بد است. و بیش از آن، خود بازی بد است؛ بازی‌ای که مجبوری آن را ادامه دهی. حتی اگر مثل او مدت‌ها به بهانه‌ی مصدومیت از آن دور باشی."

 

*: میگن مراعات کن. به چشت استراحت بده. یکی نیست بگه بالای ابروِ رو جراحی کردن خدایی نکرده، زبونم لال، هفت قرآن ما بینمون، گوش شیطون کر، چشم دشمن کور ... چشَم رو که عمل نکردم!!!

خوب چه جوری میشه نه کتاب خوند نه پای نت نشست؟! الان واسه این جوون چه سرگرمی دیگه‌ای هست؟!

**:تاره امروز از بیکاری رفتم سراغ درست کردن ژله خرده شیشه که متاسفانه مواد رو هنوز گرم بودن با هم قاطی کردم ژله‌ها یه مقداری آب شدن و رنگاشون قاطی پاطی شد! شد ژله ابر و باد!!! نیشخندمژه 

 

سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ | ۱:۱٥ ‎ق.ظ | پروانه | نظرات ()