گریز از میانمیایگی آرزوی بزرگی است؟
از هر دری سخنی

کلید
جا نمی‌افتاد
شکاف روزنه گم بود
توی تاریکی
کلید جا نمی‌افتاد
کشیده شد گل گوگرد
روی سمباده
و شعله‌ی تیزی
گرفت در شاخه
خمید هیکل جزغاله‌ای به سمت زمین
کلید گشتی زد
صدای ناله‌ی کشدار جنبشی آمد
و چرخ زد یک در
به روی پاشنه‌اش
در هجوم تاریکی

                     در سایه‌ی آفتاب - سیما یاری


چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٢ | ٤:٠٠ ‎ب.ظ | پروانه | نظرات ()