گریز از میانمیایگی آرزوی بزرگی است؟
از هر دری سخنی

سونیا گفت: "بامداد و شامگاه، مانا پیش روی من است؛ زنده و اندوهگین و سرزنشگر. مانا یادگار سالیان دور زندگانی من بود و خواهر و همدم و هم‌بازی‌ام، اما دست تقدیر تو را در میان ما دو خواهر نشاند. وه ... که زنان همیشه و همه جا گرفتار مردانند! از آن زمان به بعد، من و او هم‌چو دو خصم در دو سوی میدان نبرد ایستادیم. من همیشه عشق خود را ابراز می‌کردم و او همیشه عشق خویش را در پرده‌ای از متانت و خاموشی پنهان می‌ساخت و در این میان، مردان شیفته و مغلوب پرده‌داری و خویشتن‌داری‌اند. "

                                                            از متن رمان "الف دال میم" نوشته "مهدی حجوانی"

جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | پروانه | نظرات ()