گریز از میانمیایگی آرزوی بزرگی است؟
از هر دری سخنی

دیشب رفتیم یه جا برای احیا خیلی شلوغ بود، هر چند دقیقه یه بار آقایی که مسئول اعلام مراسم و این جور چیزا بود اعلام می‌کرد مثلا دختر بچه‌ای به نام فاطمه حسینی اینجاست از پدر و مادرش می‌خوایم بیان دنبالش یا مثلا پسر بچه چهار ساله‌ای اینجاست با لباس آبی اسمش رو نمی‌گه از والدینش می‌خوایم تشریف بیارن ببرنش.

یه بارم اعلام کرد یه آقا پسری اینجاست به اسم علیرضا محمدی لطفا والدینش بیان دنبالش. نیم ساعت هم هست که اینجاست گریه هم نمی‌کنه. میگم چرا گریه نمی‌کنی میگه من مردم! مرد که گریه نمی‌کنه!

میگم این بزرگ شه چی میشه؟! خلاصه شب احیایی دل ملت و شاد کرد با این حرفش. نیشخند

 

 *: تو پست "چشم شور" یه غلط املایی هست چرا پیداش نکردین؟! از خود راضی

پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٢ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | پروانه | نظرات ()