گریز از میانمیایگی آرزوی بزرگی است؟
از هر دری سخنی

چیزی که بگم ناراحت‌کننده بود برام این بود که مردم اومده بودن زیارت امام رضا.

با چه حالی نماز و زیارت می‌خونن، دعا می‌کنن و برای رسیدن به ضریح چه وقت و انرژی صرف می‌کنن اما تو همین حال یعنی نه یه دقه قبل یا یه دقه بعدش! اصن به فکر این نیستن که به واسطه دعا و نماز و زیارت و عبادت دارن حق یه آدمی رو ضایع می‌کنن.

مثلا تو سوار شدن بی‌آر‌تی‌ها اصولا شلوغ بود، جمعیت جاش نمی‌شد ولی هر ماشینی که می‌آمد همون چند نفری که اول سوار می‌شد همون دم راه می‌ایستادن و نمی‌رفتن ته ماشین که بقیه هم بتونن برن بالا، به حدی که خیلی وقتا صندلی‌های عقب ماشین خالی بود ولی یه عالمه آدم جا می‌موندن و راننده حرکت می‌کرد، چون امکان سوار شدن نبود.

یا مثلا می‌آمدن یه جایی رو برای نماز پیدا می‌کردن و کلی از جای اطرافشون رو هم می‌گرفتن برای اینکه راحت باشن! مثلا بتونن پاشون رو دراز کنن یا یه عالمه کیف و کتاب کنارشون می‌ذاشتن. یا مدتها می‌نشستن یه جا و فقط حرف می‌زدن در حالی که ممکن بود یه نفر برای خوندن دو رکعت نماز زیارت ده بار جاهای اطراف و نزدیک ضریح رو دور بزنه و جا پیدا نکنه.

یا مثلا برای زودتر رسیدن هول می‌دادن. یکی رو هول می‌دادن که راهشون باز شه اون بدبخت می‌خورد زمین تازه می‌افتاد رو سر و کله یه آدم بدبخت دیگه که اونجا نشسته بود!

یا مثلا تو راه رفت و آمد مردم می‌نشستن و نماز می‌خوندن و دعا می‌خوندن که باعث می‌شدن راه بند بیاد و شلوغ بشه.

یا مثلا برای رسیدن به ضریح اصن نفر کناریشون و در نظر نمی‌گرفتن. چقد پیش میومد که یه بیچاره‌ای وسط جمعیت گیر می‌کرد و شروع می‌کرد به جیغ زدن ولی بقیه به کار خودشون ادامه می‌دادن اصن انگار نه انگار!

من همیشه شنیدم که خدا حق‌الناس رو به حق‌الله ارجحیت میده. اگه از حق خودش بگذره از حق بنده‌اش نمی‌گذره. کاش یه روزی مردم خیلی با انصاف‌تری باشیم!

دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢ | ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ | پروانه | نظرات ()