این تعریف کردن های دوستانه :o

وای چقد میترسم وقتی با یه جمله این جوری دست و پام شل میشه.

 

*: به یاد شب آرزوهای 4 سال پیش-خوابگاه یاسوج-فروغ و اعظم و چنور و من :)

اون موقع کجای کار بودم الان کجام؟!

/ 3 نظر / 26 بازدید
!

خیلی مبهم مینویسی