چی شدم؟!

به شکل غیر قابل کنترلی امشب دلم می‌خواد هی پست بذارم. هر چی به ذهنم میرسه می‌خوام تبدیل به یه پست کنم بذرام تو وبلاگِ!!!

مثلا الان می‌خواستم بگم امشب از دوستانم از اقصی نقاط ایران اِس دریافت کردم. از تهران، بهبهان، جیرفت و فراشبند. یه حس خیلی خوبی دارم که این همه دوست غیر هم‌شهری دارم! 

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خورشید

در مورد موبچه ها به این لینک سر بزن و دیگه اینکه ورودی لونه هاشون رو پیدا کن با موم و یا گچ یا هر چیزی که بشه در لونه رو بست ببند سوراخشون رو... اونا چندین ورودی دارن اشکالی نداره... این از هر کاری بهتره اگر هم از حیاط میان باز توی حیاط پیدا کنین سوراخشون رو اگر هم از آشپزخونه میان پشت پنجره آشپزخونه از همون موادی که توی اون لینک نوشته بریزین امیدوارم مفید باشه

خورشید

نوشتی بودم هم هیکلی یا خودم بعد تصحیح کردم نوشتم با خودم اولی یییا شده بود [نیشخند]

مرمر

ایشالا برسه روزی که همش از اقاتون اس داشته باشی[خجالت] صبح تا شب،شب تا صبح![خجالت]

محمد حسین

سلام من تو وبم لینکت کردم دو بارم سوال کردم اگه جوابت منفیه بگو حذفت کنم

ماه گل

ینی همی درسته که از اقصی نقاط ایران بهت اس بِدَن و او وخ از مشد بهت اس ندن؟ نِه همی دُرُسته؟ [متفکر] [نیشخند]

ساجی

سلام انقذه پست میذاری که ما نمیرسیم بخونیمش دیگه! منم خیلی دوست داشتم دوستانی از اقصی نقاط کشور داشتم! خوبه که آدم با همه جور فرهنگ و رفتاری آشنا بشه. خوش به حالت[رویا]

ساجی

البته خدا رو شکر. ما هم خوشحالیم از این بابت[ماچ]

محمد حسین

من همون محمد حسینم عکسمو دیدی پسندیدی؟

مرمر

عزیزم به فاصله رسیدن اس میخوابی دیگه![نیشخند]