دنیا خیلی کوچیکه، دنیای مجازی از اونم کوچیکتر!!!

حالا که مثل سابق نسیت که روزی 100 بار مدیریت مرکزی اینجا رو باز کنم، یهو، همین جوری، از روی بیکاری صفحه مدیریتمُ باز میکنم و عنوان یکی از سه تا وبلاگی که تو لیست آخرین یادداشت های منتشر شده هست، نظرم رو جلب میکنه. روش کلیک میکنم (که این کار رو هم اصولا انجام نمیدم) و وبلاگی باز میشه با یه آرشیو یه ماهه.

پست آخری که آپ کرده رو میخونم. هر چی نوشته خیلی برام آشناست. انگار یه نفر نشسته جلو برام همین حرفا رو زده! پست قبلی رو باز میکنم. باز اسم ها و اتفاقای آشنا! پست قبلتر ... باز!!! حالا اسم نویسنده و یه اسم مستعار آشنا!!!

این خودشه، همون یه نفر که نشسته جلوم، دیدمش زیاد. شک‌ام 1 درصده فقط! حالا آدرس وبلاگ!!! وای همون آی دی قدیمیش!!! چقد کد گذاشته اینجا ...؟!

خدایا این تصادف های عجیب پس وجود داره!!! از بین این همه وبلاگ!؟ این همه آدم؟! این همه وقت؟!

فقط نمیدونم چرا اونایی که هیچ وقت در موردشون فکر نکردم کاملا واقعی میان تو زندگیم؟!

آدرس رو تو وبلاگم نظر خصوصی میذارم. نه بوک مارکش میکنم و نه حتی میخوام یادداشتش کنم که دم دست بودنش باعث شه بخونمش. قصد ندارم بخونمش (البته مطمئن هم نیستم شاید هر از گاهی، شاید). ولی اگه اینجوری اومده، بذار باشه شاید به کاری اومد!!!

منم زیاد کد گذاشتم اینجا. کلی مثلا ناشناس مینویسم ولی کد زیاده برای اونایی که نشستم جلوشونو یه سری حرفامو زدم. الان دارم فک میکنم آیا الان نیازه به دوست یا آشنایی که همین طوری اینجا رو پیدا کرده سلام کنم؟! :دی

 

یه لحظه تو فکرم میاد که وبلاگ یک نفر دیگه رو اینجوری پیدا کنم. به همین راحتی و به همین خوشمزگی. اونو حتما میخونم. کاملا خاموش!!! البته مطمئنم نیستم وبلاگ روزانه نویسی داشته باشه!!!

اونم اگه اینجوری وبلاگ منو پیدا کنه و خواننده خاموش باشه، دوست دارم :)

 

*: گاهی که یه سری چیزا رو یهویی میفهمم، ناخودآگاه یاد سینوهه می افتم. شاید زیادی رو مغزم اثر گذاشته این کتاب؟!

**: من دارم جذب میکنم. میبینی. البته فعلا چیزای مشابه افکارم رو و نه دقیقا خود خود فکرام رو!!!!!! به نظرت این یه نشونه خوب نیست؟!

/ 0 نظر / 10 بازدید