زندگی یعنی یه سوپرایز بزرگــــــــــــــــــــــــــــــ

نمی‌دونم چرا فکر می‌کردم میشه هر چیزی رو از اول شروع کرد. از اول  یه جور خوب، یه جور خیلی خوب‌تر شروع کرد و بعد رسید به یه پایان هپی اِور افتر!

ولی واقعیت اینه که شاید بشه یه شروع تازه داشت اما یه شروع دوباره معنی نداره. هیچ وقت هیچ دو اتفاقی کاملا مثل هم پیش نمی‌رن. اصلا اگه حتی همه اتفاقا و همه آدما همونی که بودن بمون، تو، خودت مطمئنا تغییر می‌کنی، حداقلش اینه که به اندازه همون یه اتفاق باتجربه‌تر میشی و اینه که نمی‌ذاره شروع دوباره معنی پیدا کنه. میشه شروع کرد یه اتفاق، یه تجربه، یه دوره جدید رو.

فکر کرده بودم حالا که می‌خوام برگردم سر خط، کاملا به اوضاع مسلطم. خوب اینم یه ویژگی منه که می‌خوام کاملا مصلح و با وسائل زاپاس (؟) وارد هر قضیه‌ای بشم. فکر می‌کردم با اطلاعات کامل درحالی که با خط‌کش سانت سانت همه جوانب اوضاع رو اندازه‌گیری کردم شروع می‌کنم و این مزیت باعث میشه اوضام خیلی عالی باشه. غافل از اونکه نه تنها شرایط عوض شده، نه تنها این اتفاق یه اتفاق کاملا جدید با آدمای جدیده بلکه من هم دیگه اون من سابق نیستم.

زندگی یعنی یه سوپرایز بزرگ ادامه داااااااااااااااااااااااااااار!

93/10/11

/ 0 نظر / 5 بازدید