سینه‌ی مرداب

پا بنه بر موج و از هنگامه‌ی طوفان نترس
دل به دریا زن صدف در سینه‌ی مرداب نیست
از کتاب آفرینش عمر ما یک باب بود
لیک فصل خاطر آسوده در این باب نیست

 

مهدی سهیلی - لحظه‌ها و صحنه‌ها

/ 8 نظر / 5 بازدید
رها

لایک !

مرمر

خیلی قشنگ بود. التماسِِ دعا پروانه جون[ماچ][گل]

آسمون

بسیار زیبا بود پروانه خانم [قلب][گل]

سرمه

خیلی زیبا بود عزیزم.[پلک]

پرنیا

لب به دریا زن...[رویا][رویا][رویا][رویا][رویا][رویا][رویا]

پرنیا

عااااااااااااااااغااااااااااااااااااا اون دله!نه لب[تعجب][تعجب][تعجب][نیشخند] چرا نوشتم لب؟[تعجب][تعجب][تعجب]

پرنیا

[خنده][خجالت][خنده][خجالت][خنده]