بابا و آبجیه برای کارای پایان‌نام و تسویه آبجی هزار و خودی کیلومتر دورتر از مان و آبجیه هر جا می‌رن عکس می‌گیره و برامون می‌ذاره تو وایبر. زیرشم می‌نویسه و من و بابا و فلان همین الان یهویی :)))

فقط 20 سال پیشو تصور کنین. حتی صدای هم دیگه رو با هزار مکافات می‌شد شنید.

به نظرم هر چی می‌گذره، سرعت تغییرات بیشتر میشه. اصلا بعضی چیزا رو که خودم تجربه کردم تصویر محوی ازشون دارم.

 

*: چقد دلم می خواست استعداد نویسندگی داشتم!!!

/ 0 نظر / 3 بازدید