مشهد

تابستون 78 برای اولین بار رفتم مشهد و دیگه نرفتم تا امسال. پریشب بابا یهو گفت اگه بشه فردا بریم مشهد یه چند روزی باشیم و برگردیم.

بابا از این جور برنامه‌های یهویی خیلی وقتا میریزه که اصولا هم با اقبال روبه رو نمی‌شه و منتفی می‌شه میره پی کارش!!!!!!!!!

دیشب بیرون بودم وقتی برگشتم مامان میگن برنامه رفتنمون قطعی شدا!! خلاصه رفتنی شدیم.قلب 

بیسیور خوشحالم، و بیسیور ذووووووووووووووووووقی شدم. دیگه راهی نداشتم جز اینکه یه پست بذارم خودمو تخلیه انرژی کنم نیشخند.

*: دعاگوی همه‌تون هستم ایشالا.

**: عیدتون پیشاپیش مبارک. نماز و روزه‌تون قبول.

***:  هیچ تصوری از مشهد و حرم امام رضا ندارم! خداییش معلوم که نیست چقد ذوقی شدم؟! نیشخند

 

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمون

منم دعا کنین [نیشخند] به هر حال چون امام رضا یهو طلبیده حتمن طلبیده که واسه من دعا کنی [پلک] خلاصه وای به حالت اگه دعا نکنی... خودت که میدونی ایندفه دیگه امکان دسترسی و کشیدن موهات هست [شیطان] عیدت هم مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [ماچ]

سرمه

خوش میگذره مشهد[رویا]

آزاده

چقدر طول کشید نه؟[متفکر][متفکر][متفکر]

ساجی

سلام پری جون ایشالا بهت خییییییلی خوش بگذره ما رو هم دعا کن اونجا که هستی[ماچ] جای من خالی! [رویا] [نیشخند]

سوگل

سفر به خیر و سلامتی عزیزم زیارت قبول منم دلم حرم امام رضا رو خواست خیلی زیاد...نائب الزیاره باش [ماچ][گل]

آسمون

پروانه اینا چون قدمشون خوب بود و هوا حسابی خنک شد نتیجه اینکه ما گروگان نگرشون داشتیم [خنده]

آسمون

به ماه گل: چرا کامنتات رو بستی به روی ما بستی؟ بابا ای ول باز که مشدی بازی درآوردی [نیشخند]

ماه گل

به آسمون: تو ک بیشتر مشدی بازی درمیاری هی آدرس وبو عوض میکنی [نیشخند] بدو بیا آدرستو واسم بذار بدوووووو [نیشخند]