لحظه‌های کاغذی

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بال‌های استعاری
لحظه‌های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن 
خاطرات بایگانی، زندگی‌های اداری
آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین 
سقف‌های سرد و سنگین، آسمان‌های اجاری
با نگاهی سرشکسته، چشم‌هایی پینه بسته 
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی‌های خمیده، میزهای صف کشیده 
خنده‌های لب پریده‌، گریه‌های اختیاری
عصر جدول‌های خالی، پارک‌های این حوالی 
پرسه‌های بی‌خیالی، نیمکت‌های خماری
رونوشت روزها را‌، روی هم سنجاق کردم:
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری 
عاقبت پرونده‌ام را، با غبار آرزوها 
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری 
روی میز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث 
در ستون تسلیت‌ها ، نامی از ما یادگاری

                                          قیصر امین پور - تازه ها

 

*: یه خورده شعرش ناامیدانه است ولی یه جوریه که قشنگه. دوسش داشتم.

 

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

خدایا یک ماه روزه میگیریم تا حال فقرا رو درک کنیم یک ماهم کلی پول بده تا حال اغنیا رو درک کنیم[نیشخند]

سمیرا

از طرفی حقیقت رو میگه ولی من حقیقتش از این شعرش خوشم نمیاد راستی سلامممممم روحت شاد امینپور[گل]

بهنام منصوری

سلام.الوعده وفا.شعری که بهتون گفته بودم رو نوشتم.راستی.من جدیدأ نظرات بیستی میذارم.دقت کرده اید؟[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

پرنیا

من بیشتر شعرای امین پور و خوندم[مغرور][مغرور][مغرور] عالی ن[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

آزاده

سلام عزیزم. خوبم. این دست درد هم دو ماهه با منه. اما الان زیاد شده.

آزاده

من حاضرم دردو تحمل کنم. دکتر نرم. [نیشخند][نیشخند]

ماه گل

فدا سرت [نیشخند] خاک بر سرشون اصن [نیشخند]

ساجی

درود بر پری عزیز اشعار قیصر همیشه یک ته مزه تلخی داره اما وقتی خوب بهش نگاه می کنی می بینی عین شیرینیه.

مرمر

بااینکه خیلی غمدار بود ولی فوق العاده بود[لبخند]